رمان پارس مرجع دانلود رمان ایرانی جدید رمان بزرگسال عاشقانه اجتماعی و هیجانی رایگان PDF جدیدترین رمانهای فارسی را با معرفی و خلاصه داستان در رمان پارس بخوانید

رمان انارچین از فاطمه ایمانی (لیلین)
موضوع رمان: اجتماعی، عاشقانه، خانوادگی
خلاصه رمان:
داستان انارچین با بازگشت شادیانه به زادگاهش، روستای انارستان، آغاز میشود. شادیانه که سالهاست از خانواده و زادگاهش دور بوده، به دلیل مشکلات شخصی و عاطفی تصمیم میگیرد به انارستان بازگردد. او در این سفر با خاطرات تلخ و شیرین گذشته مواجه میشود و سعی میکند با گذشتهاش کنار بیاید.
در طول داستان، شادیانه با شخصیتهای مختلفی از جمله عمه، اختر (نامادریاش)، فرحان (برادر بزرگش) و ریحانه (خواهرش) روبرو میشود.
هر کدام از این شخصیتها بخشی از زندگی شادیانه را شکل دادهاند و حالا او باید با آنها و خاطراتی که با هم دارند، روبرو شود.
یکی از شخصیتهای کلیدی داستان، ضیا، مردی مرموز و تاثیرگذار است که نقش مهمی در زندگی شادیانه دارد. ضیا به نوعی نماد گذشتهای است که شادیانه سعی میکند از آن فرار کند، اما هر بار به شکلی متفاوت به زندگی او بازمیگردد…
بخشی از داستان رمان انارچین
از جایم بلند شدم و به سمت در رفتم.
– کجا میخوای بری؟
عمه شیرین بود که مخاطب قرارم داد.
کلافه نفسم را فوت کردم و به بیرون چشم دوختم.
– می رم یه دوری بزنم شاید بتونم اثری ازش پیدا کنم.
حنا هم از جایش بلند شد.
– منم میام.
اختر عصبی توپید.
– تو کجا؟
دستم را روی شانه ی حنا گذاشتم و آرام لب زدم.
– تو بمون, زود بر می گردم.
کاپشنم را پوشیدم و از خانه بیرون رفتم. نمی دانستم کجا را باید بگردم و از کدام قسمت روستا این جستجو را شروع کنم.
از کنار باغ جلایر گذشتم و با دیدن قربونعلی اخم هایم در هم گره خورد.
باغدار جلایر با دیدنم مردد پرسید:
– سلام ,دنبال کسی میگردی؟
دستهایم را در جیب کاپشنم فرو بردم و با خونسردی نگاهش کردم.
– من گفتم دنبال کسی هستم؟…